ت ل خ مثل ع س ل
کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست / اینقدر هست که بانگ ِ جرسی می آید
دلتنگی می آید و میماند و ماندگار میشود... شبنم بهار
که ترک بردارد
کاسه ِ
احساس ِ دلی
و
نیابی
بنــــــــــــــــد زن...
ش.ب
وای بر روزیکه به هر دلیل موجه و غیر موجه یک بودنت را نفی کنند و صفر شوی......
*خسته شدم از بس قضاوت راجع به گلشیفته خوندم...هموطن، هم خون،هم آیین، تویی که نواده گی کوروش و داریوش را به دوش میکشی و روزی هزار بار ایرانی بودنت را بر سر دیگران میکوبی و فخر میفروشی .... زود قضاوت نکن!!!!
اینهمه انرژی و خلاقیت و نبوغ را که در قضاوت دیگری به کار میبری برای اموختن بیشتر و زندگی بهتر خرج کن،ضرر نمیکنی...
یک روز در هر سال
برای تماشایش میروم
و باقی روزهایم را
وقت خاموش کردن آتشی میکنم
که زیر پوستم شعله میکشد!
"نزار قبانی"
می آیند و کنج دلت کز میکنند ، یکروز بهانه گیر میشوند و روز دگر لب به سکوت میبندند.
دلت نمی خواهد همنشین شان باشی...دلت
نمی خواهد نگاهشان کنی، چشمان دلتنگی را که میبینی آواری بر سرت خراب
میشود از خاطرات و شانه هایت خمیده میشود زیر سنگینی بار آن.
ولی
میدانی که حرمت مهمان واجب است و مهمانوازی بر هر کاری مقدم. پس چند روزی
کنارشان میمانی و پای حرفشان بساط پهن میکنی و گوش دل میدهی ، اشکی و حرفی و
سخنی.
با هم کتاب میخوانید و حکایتهای بوستان را ورق میزنید و حافظ هم
به نیکی یاد میکنید گاهی البته. میزبان که باشی باید اشکهایت پنهان کنی و
چشمانت براق که میهمان دلگیر نباشد از بودنش.
باید دندان بر جگر گذاری تا مدتی بگذرد و مهمان به قصد دلتنگی های بیشتر قصد رفتن کند به خانه ی دلی دیگر و میزبانی دیگر،
اینروزها میزبانها پیشی میگیرند و دلتنگی را به خانه هاشان دعوت میکنند و بیشتر از همیشه بساط بودنشان فراهم.
برچسبها: دلتنگی, مهمان, فال حافظ
| Design By : ParsSkin.com |


